Zoroastrian culture manifested in monthly observations

Originally at: http://www.sharghnewspaper.com/831014/html/ppl.htm

ايرانيان براى هر پديده سودمندى جشن (يعنى نيايش همگانى) برگزار مى كرده اند. از اين پديده ها مى توان رويدادهاى طبيعى را نام برد. زمين در گذر خود به گرد خورشيد از مدارى بيضى شكل مى گذرد. هرگاه خورشيد در هر يك از دو مركز اين بيضى باشد (زمين در دو سر قطر بزرگ جاى داشته باشد)، درازاى روز و شب برابر مى شوند كه نقطه هاى اعتدال بهاره و پاييزه ناميده شده اند. با گذر از نقطه اعتدال و رسيدن زمين به دو سر قطر كوچك بيضى طول روز يا شب كم كم به بلندترين اندازه خود مى رسد كه به ترتيب نقطه هاى انقلاب تابستانه و زمستانه نام دارند. از سوى ديگر همزمان با گردش زمين زاويه تابش خورشيد به بخش هاى گوناگون زمين نيز دگرگون شده، گرماى آنجا را كم يا زياد مى كند. بدين گونه سال خورشيدى، فصل ، ماه و ديگر پديده هاى مربوط به گاه شمارى پديد مى آيد. در دو نقطه اعتدال بهاره و پاييزه همچنين در نقطه هاى انقلاب تابستانه و زمستانه به ترتيب جشن هاى نوروز، مهرگان، تيرگان و ديگان (يلدا) برگزار مى شده است.
در گاه شمار ايرانى سال دوازده ماه سى  روزه دارد كه هر روز را به نامى مى خوانده اند. هر روز كه نام آن با نام ماه يكى مى شده، آن روز را جشن  مى گرفته اند. آيين برگزارى اين جشن ها نيز با نام آن هماهنگ بوده است. در همه اين جشن ها نخست با نيايش همگانى از خداوند سپاسگزارى  كرده، پيمان مى بسته اند كه به خشنودى اهورامزدا براى نو كردن جهان همه كردارشان را بنابر هنجار هستى انجام دهند و خرد خود را با منش نيك همگام سازند. سپس به شادى برخاسته، داد و دهش (هديه دادن و پذيرايى) مى كرده اند.
يكى از بزرگترين جشن هاى ايرانى نوروز است. در باور ايرانيان جهان در شش مرحله آفريده شده است: آسمان، زمين، آب، گياه، جانور، و انسان. بنابر اين باور انسان در پنج روز آخر سال آفريده شده، در نوروز از فروردين (=فروهر = راهنماى اهورايى) برخوردار درنتيجه نو و تازه مى  شود. بنابر اين ايرانيان در پايان اسفند پيرامون خود را پاكسازى مى كرده اند. آن گاه در پنج روز مانده  آخر سال كه به نام «پنجو، پنجه» شناخته مى شده با سرودن يكى از پنج بخش گاتها مى كوشيده اند كه درونشان را پاكسازى كنند، تا آماده دگرگونى نوروزى شوند. خانه تكانى پيش از نوروز يادگار اين آيين است. سپس به جشن (= نيايش همگانى) مى پرداخته اند تا از خداوند براى چنين آفرينش و هدايتى سپاسگزارى كنند. آتش، نيايش سوى (قبله) زرتشتيان و نمادى از هدايت الهى است، بنابراين در پنج روز آخر سال در پاك ترين جاى خانه آتش افروخته مى شده است تا هم رو به سوى آن به نيايش خداوند بپردازند، هم تاريكى و پليدى دور شود. شب ها نيز به مهمانى و ديدار بزرگتر ها مى گذشته است. عرب ها كه شب چهارشنبه آخر سال را نحس مى دانستند و آن را با شب زنده دارى سپرى مى كردند. براى سرگرمى در كوچه و خيابان آتش مى افروخته، از روى آن مى پريدند كه از ديدگاه زرتشتيان توهين به آتش به شمار مى آمده است.
اشو زرتشت خداوند را با نام اهورامزدا ياد مى كند. اهورامزدا (به معنى تنها هستى بخش بزرگ و داناى همه چيز) با دانش افزاينده خويش و از هستى خود جهان را آفريده و بر آن راهى (هنجار، نظم، قانون) به نام اشا (ارد، ارديبهشت) استوار كرده است. جهان هماهنگ با اين هنجار حركت مى كند تا به او باز گردد. به انسان اين آزادى بخشيده شده است كه يكى از دو راه را برگزيند. او مى تواند از توانايى ها و راهنمايى هايى كه خداوند به او بخشيده، بهره ببرد و به سوى اهورامزدا بازگردد و از بهترين زندگى (وهيشتم اهوم = بهشت) با همه آسايش هاى آن برخوردار شود. يا آنكه از راه هاى بيشمار ديگر رفته، به دليل بدكردارى هايش دچار زندگى بد (دوژ انگهو = دوزخ) و رنج ديرپاى شود. واژه دين (از ريشه ديدن به معنى بينش) گوياى همين آزادى و توانايى ها براى برگزيدن بهترين راه به سوى خداوند است.
انسان در خانواده ساخته و در اجتماع پرورده مى شود. سپس مى تواند با پرورش شش جلوه خداوند در خودش به او نزديك شود. از ديدگاه دستور زبان، بهمن، ارديبهشت و شهريور به صورت خنثى يا مذكر و اسفند، خرداد و امرداد نيز سه جلوه اى هستند كه به صورت مونث به كار برده شده اند. اين شش صفت در فرهنگ التقاطى ساسانيان با نام اَمشاسپندان (به معنى بى مرگان افزاينده، پاكان و مقدسان جاودان) دچار شخصيت فرشته اى شدند. در اسطوره هاى ساسانى تخم مرغ، شير و شيربرنج نماد بهمن؛ آتش نماد ارديبهشت؛ فلز نماد شهريور؛ زمين نماد اسفند؛ آب نماد خرداد؛ گياه سبز و خوراكى هاى گياهى نماد امرداد هستند. انسانى كه اين شش پرتو را در خود پرورده باشد، روحش چون آيينه روشنايى خداوند را بازمى تاباند، بنابراين كتاب آسمانى گاتها و آيينه نيز بايستى نماد اهورايى شدن انسان باشد. در همه جشن ها از جمله پنج روز پنجه، سفره اى گسترده و نيايش ها در كنار آن انجام مى شود. اين هفت عنصر در همه سفره هايى كه براى آيين هاى دينى (جشن ها) گسترده مى شوند، وجود دارد و سفره هفت سين يادگار آن است. معنى نام ها اين نكته را بهتر نشان مى دهد:
• فروردين؛ ماه فروهر ها
در گاه شمار ايرانى سال با لحظه گذر زمين از نقطه اعتدال بهاره كه درازاى روز با شب برابر است، آغاز مى شود. در اسطوره هاى ايرانى پنج روز پيش و پنج روز پس از نوروز فروهر ها به زمين مى آيند تا روان انسان را تازه كنند. همان گونه كه جهان خموده از زمستان به حركتى تا بلنداى رسيدن در مى آيد. واژه فروهر (فرورد، فرورتى و فروشى به معنى راهنما) نام ذره اى از ذات خداوندى است كه براى راهنمايى باشندگان به سوى خداوند درون آنها نهاده شده است. روان راستكاران با فروهرشان يكى مى شود. به سخنى ديگر انسان قطره اى كوچك از درياى خداوند است كه پس از پالايش دريايى مى شود به كوچكى يك قطره. در جشن فروردينگان (نوزدهم فروردين) ايرانيان به آرامگاه ها رفته از خداوند براى چنين بخششى سپاسگزارى، براى درگذشتگان درخواست شادى روان و براى خود آرزوى راستكارى مى كرده اند.
• ارديبهشت؛ اشا وهيشتا = بهترين هنجار، راه و قانون
طبيعت ايران در اين هنگام بهترين و زيبا ترين حالت خود را داشته، از بهترين هنجار برخوردار است همان گونه كه به هنجارترين چيزها زيباترين چيزهاست. گاتها آموزش مى دهد كه خداوند هنجارى به نام اشا بر جهان استوار كرده  است. پيامد شناخت اين هنجار «دانش» نام دارد. دانشى كه انسان را توانا و پيروز مى كند، ولى خرسندى زمانى به دست مى آيد كه انسان همراه با اشا از بهمن نيز برخوردار باشد. هنجار، قانون يا دانش همچون آتش يك زبان دارد. حقيقت پنهان در هر چيز را از دود و خاكستر جدا و نمايان مى سازد. به همه روشنايى و گرما مى بخشد، ولى اگر درست از آن بهره بردارى نشود، ويرانى به بار مى آورد.
• خرداد؛ رسايى و كمال
بنابر چرخه هاى بلند مدت آب و هواشناختى ايران در اين ماه از سال سيلاب هاى بهارى فرو نشسته  و كم آبى هاى تابستانى هنوز فرا نرسيده است. بنابراين منابع طبيعى آب در بهترين حالت خود هستند. بچه هاى جانوران دوره حساس نوزادى را پشت سر گذاشته و شكوفه ها ميوه شده اند. در اسطوره هاى ايرانى نگهدارى از آب ها و زندگان در برابر ديو تشنگى به اين امشاسپند سپرده شده است.
• ۴- تير؛ ايزد باران، ستاره تيشتر، شعراى يمانى
در چرخه هاى بلندمدت هواشناسى ايران بيشترين تبخير و كمترين بارش در اين ماه روى مى دهد، ولى به هر روى نم بارانى مى بارد. از سوى ديگر ستاره تير در اين هنگام طلوع مى كند كه ستاره شناسان ايران باستان آن را قرين باران مى دانستند . در اين اسطوره ايرانى ديو اپ  ئوشه آب ها را بخار و در آسمان زندانى مى كند. ايزد تير پس از كشمكش هاى بسيار اين ديو را شكست مى دهد. بدين گونه آب ها آزاد شده، باران مى بارد. در تاريخ اسطوره اى ايران چندين جنگ بزرگ به دليل بارش باران در اين ماه به آشتى انجاميد. از رويدادهاى اسطوره اى اين ماه پرتاب تير به وسيله آرش است كه براى مشخص كردن مرز ايران و توران و پايان جنگى درازمدت انجام شد. از آنجا كه آرش راستكار و ايرانيان خداپرستانى بر حق بودند، ايزد باد تير آرش را تا كرانه جيحون برده، همراه با آن سختى و غم را از دل و جان ايرانيان دور مى سازد. در جشن تيرگان (دهم تير ماه) كه برابر با انقلاب تابستانه است، مردم پس از سپاسگزارى از خداوند و آرزوى افزايش بارش با شادى به يكديگر آب مى پاشيده اند كه نمادى از باران است. همچنين در اين روز هفت رشته رنگين را به هم تابيده نخ هفت رنگى (نماد هفت رنگ (نوع) درد و رنج) به نام تيرو (به ياد تير آرش) درست كرده، دور مچ دست چپ خود گره مى زده اند. سپس در روز باد بر سر يك بلندى اين تيرو را به باد مى سپرده اند تا همچون تير آرش سختى و رنج را ا ز ايشان دور كند.
• امرداد؛ بى مرگى و جاودانگى
پيش از هر چيز بايستى يادآور شد كه اين واژه با پيشوند منفى ساز «ا» از ريشه «مردن و نابود شدن» است. واژه هاى «مرد، مردم و مار» نيز از همين ريشه به ترتيب به معنى ميرا و كشنده هستند. بنابر اين گويش اشتباه «مرداد» به معنى مرگ و نابودى به دو دليل ناپسند است. نخست آنكه امرداد از نام ها و جلوه هاى خداوند و اشتباه در گفتن آنها بسيار ناپسنديده است. ديگر آنكه مرگ و نابودى نام زيبايى نيست و با فرهنگ پيش برنده ايرانى همخوانى ندارد. در فرهنگ ايرانيان گياه و سبزى، نماد بى مرگى بوده است. زيرا گياهان عمرى بسيار دراز دارند و هر سال دوباره تازه و شاداب جوانه مى زنند. از سوى ديگر گياه با تامين هواى پاك و خوراك به ديگر زندگان، زندگى مى بخشد. در اين هنگام از سال گياهان در بهترين وضعيت رشد سبزينه اى خود هستند.
• شهريور؛ شهريارى نيك و برگزيدنى، سلطه و قدرت نيك
خداوند تنها شهريار دو جهان است. اگر انسان آن گونه كه شايسته است پرورش يابد، بر همه چيز شهريار بوده، نمى گذارد چيزى بر او سلطه داشته باشد. در گاتها نيز رابطه  انسان با خدا رابطه ى دلداده و دلدار يا استاد و شاگرد است.
• مهر؛ پيوستن با مهربانى
زمين در اين هنگام از نقطه اعتدال پاييزه مى گذرد. بنابراين درازاى روز با شب برابر مى شود. گرماى خورشيد نه چون تابستان بسيار است و نه چون زمستان اندك. حيوانات و حشرات نيز در اين ماه جفت گيرى مى كنند. در اسطوره هاى ايرانى گرما و نور خورشيد را ايزد مهر مى دانستند. اين ايزد كه همواره با دروغ در جنگ است، نگهبان پيوند در ميان مردمان بوده و پيمان  شكنان را به سختى پادافره (مجازات) مى كند. ايرانيان مهرپرور دوستار عدالت جشن مهرگان را «نوروز خاصه» مى ناميده اند.
• آبان؛ آب ها
در اين ماه از سال به طور معول باران مى بارد. در گاه شمارى باستانى اين ماه آغاز زمستان بزرگ بوده است.
• آذر؛ آتش
در اين ماه سرما به اندازه اى است كه بايد آتش روشن كرد.
• دى؛ دادار، داناى آفريننده
در اين هنگام از سال كه با انقلاب زمستانه همراه است، كوتاه ترين روزها و بيشترين سرما زندگى مردم و جانوران را آنچنان با خطر روبه رو مى سازد كه تنها خداوند مى تواند آنها را در امان نگه  دارد. از سوى ديگر همه كارهاى كشاورزى و بيشتر كارهاى دامدارى تعطيل است و بهترين راه براى گذراندن اين شب هاى بلند و سرد، نيايش به درگاه خداوند است. در اين ماه چهار جشن ديگان در روزهاى اورمزد، دى به آذر، دى به مهر و دى به دين برگزار مى شود. نخستين روز اين ماه يعنى اورمزد و دى ماه (۲۵ آذر ماه در گاه شمار امروزى) برابر با شب يلدا است. اين باور وجود داشته  است كه پس از مهرگان مهر (گرما و نور خورشيد) رو به نابودى مى رود تا آنكه در اورمزد و دى ماه دوباره متولد مى شود. واژه آرامى يلدا اين نكته را نشان مى دهد. در فرهنگ اروپايى پس از جايگزين شدن مسيحيت به جاى مهرپرستى اين آيين تولد به نام تولد مسيح برگزار مى شده است.
• بهمن؛ منش نيك
در هات ۲۸ بند ۱ از گاتها در نماز آرزو مى شود كه براى خرسندى جهان همه كارهايمان با اشا و خردمان با منش نيك همگام باشد. در اسطوره هاى ايرانى اين امشاسپند نگهبان جانوران سودمند است. زرتشتيان در ماه و روز بهمن هر ماه از كشتن جانوران سودمند يا خوردن گوشت پرهيز مى كنند. با نگاهى به طبيعت ايران مى بينيم كه زايش بسيارى از جانوران سودمند اهلى و وحشى پس از جشن سده (جشن سوختن آتش) روى مى دهد. جشن سده كه به نظر مى رسد جشن آغاز سال نو كشاورزى بوده باشد در روز مهر ايزد اين ماه برگزار مى شود. درگذشته نخستين كار براى آغاز كشاورزى كندن بوته هاى بيابانى و سوزاندن آنها بود. امروزه نيز بسيارى از كارهاى كشاورزى و باغبانى پس از سده آغاز مى شود.
• اسفند؛ آرامش افزاينده، پارسايى مقدس
اسفند يا سپنتا آرم ايتى، آرامشى است كه از عشق و ايمان سرچشمه مى گيرد. در ادبيات اوستايى اين جلوه اهورايى به صورت مادينه (مونث) به كار برده شده است. بنابراين در اسطوره هاى ايرانى اين امشاسپند نگهبان زن و زمين به شمار مى رفته است. در بندهشن آمده كه زن نيك چون زمين نيك سختى ها را مى گوارد و بر شيرين مى دهد. از اين روى جشن اسپندگان (۲۹ بهمن ماه امروزى) ويژه زنان بوده است. در اين روز مردها با دادن هديه به زنان از ايشان قدردانى مى كرده اند. ابوريحان بيرونى از اين جشن با نام مردگيران ياد كرده، مى آورد كه دختران شوى مورد علاقه خود را در اين روز برمى گزيده اند.
اينك كه معنى نام هاى ماه را دانستيم بارى ديگر به چرخه سال باز مى گرديم ولى اين بار با ديدى ديگر سال را از زمستان آغاز مى كنيم. شايد بتوان زمستان را همانند آغاز آفرينش دانست. زمانى كه تنها خداوند بود و خواست كه روزگار جهان با فروغ آسايش و آرامش روشن باشد. پس نخست روشنايى را آفريد. آنگاه با خرد خود آيين راستى (هنجار هستى- اشا) را آفريد و بهترين منش (بهمن) را استوار كرد (هات ۳۱ بند ۷ گاتها). از آنجا كه در بيشتر موارد «بهمن» به صورت نرينه (مذكر) به كار برده شده شايد بتوان آن را همانند پدر دانست. پدرى كه از دانش و خرد، منشى نيك دارد. شايد بتوان «اسفند» را نيز همانند مادر دانست، زيرا از ديدگاه دستور زبان اين جلوه خداوندى همواره به صورت مادينه (مونث) به كار برده شده است. مادرى كه از دانش، دلدادگى و ايمان به خدا آرامشى افزاينده (اطمينان قلب) دارد.

 

خليج فارس قرق گاه هيچ اجنبى نخواهد شد

به همت دبيرخانه جشنواره «ميراث وطن خواهى» نشست گراميداشت چهارصدمين سالگشت پيروزى سپاهيان ايران بر ناوگان استعمارى پرتغال و اعاده جزاير استراتژيك هرمز به آغوش وطن، با حضور اعضاى اين دبيرخانه، اعضاى هيات مديره انجمن هنرمندان دوستدار ميراث فرهنگى (ميراث هنر) و جمعى از فرهيختگان، برگزار شد.

نخستين دوره جشنواره فرهنگى-هنرى ميراث وطن خواهى مهرماه سال گذشته با عنوان «پانصدمين سالگشت حماسه چالدران و يادواره شهيدان آذربايجان در هشت سال دفاع مقدس» در بلندى هاى اطراف چالدران، محل كارزار بين سپاهيان ايران به فرماندهى شيخ صدر الدين و لشكر مجهز عثمانى، برگزار شد. اين برنامه با همكارى ارگان هايى چون سازمان ميراث فرهنگى، وزارت دفاع، نيروى زمينى ارتش، نيروى انتظامى و بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس، در رشته هاى مختلف همچون شعر، مقاله، فيلم كوتاه و مستند، عكس، مجسمه، نقاشى، كتاب و پايان نامه و نيز با اجراى مراسم نمادين و محلى، برگزار شده بود.
عليرضا بهرامى- دبير جشنواره- در نشست اخير توضيح داد: قرار بود دومين دوره جشنواره ميراث وطن خواهى، امسال و با عنوان «چهارصدمين سالگشت حماسه آزادسازى جزاير تنگه هرمز و يادواره شهيدان هرمزگان در هشت سال دفاع مقدس» برگزار شود كه به دليل نبود امكان مالى و تغيير مديريت ها در برخى از سازمان ها و بنياد هايى كه قرار بود در امر برپايى جشنواره همكارى داشته باشند، اين مهم ميسر نشد. وى با بيان اينكه تاريخ پرافتخار حماسه سازان سواحل جنوبى كشور ثابت كرده است كه خليج فارس قرق گاه هيچ اجنبى نخواهد شد، ابراز اميدوارى كرد كه دومين دوره اين جشنواره، سال آتى و در محل يكى ديگر از حماسه هاى بيشمار فرزندان سربلند ايران زمين، برگزار شود؛ تا نام ماندگار دليرانى چون رئيس على دلوارى و امامقلى خان، زيبنده روز و روزگارمان گردد.
گفتنى است: امام قلى خان، فرزند دلاور الله وردى خان (حاكم ايالت فارس) كه پس از مرگ پدرش به فرمان شاه عباس صفوى به اميرالامرايى فارس (شامل چند استان فعلى جنوب كشور) منصوب شده بود، در سال ۱۰۳۱ هجرى قمرى (۱۶۲۲ ميلادى)، براى بيرون راندن پرتغالى ها از سواحل و جزاير ايران، فعاليت هاى خود را آغاز كرد. وى به بندر گامبرون (بندرعباس) حمله برد و آنجا را تصرف كرد، سپس با پياده كردن نيرو در سواحل جزيره  قشم، براى نبردى تمام عيار با پرتغالى ها آماده شد؛ تا اينكه با قدرت فرماندهى، ابتكارات نظامى و سرعت عملى قابل تحسين، توانست پرتغالى هاى اشغالگر را با آن همه سلاح و تجهيزات نظامى، به زانو درآورده، همچون اجداد دلاورش، فرمانده نظامى قلعه را اسير كند. به اين ترتيب و سرانجام در دهم جمادى الاخر سال ۱۰۳۱ هجرى قمرى (۲۹ اوت سال ۱۶۲۲ ميلادى) پرچم كشور استعمارگر، پس از يكصد و ۱۷ سال تسلط استعمارى و نظامى بر منطقه اى سوق الجيشى از خطه دليرپرور ايران، توسط دلاور ديگرى از اين ديار فرود آورده و به جاى آن، بار ديگر پرچم پرافتخار ايران در خليج فارس برافراشته شد.
در جنگ ميان سپاه امام قلى خان و ارتش پرتغالى ها، چندين هزار نفر از فرزندان ايران شركت داشتند كه هزاران نفر از آنان در راه بازپس گيرى جزاير هرمز شهيد شدند. اين شهيدان گمنام در راه وطن و براى حفظ مرزهاى پر ماجراى جنوبى در درياى پارسى شهيد شدند. هم اكنون محل آوردگاه هاى ايرانيان و پرتغالى ها و نيز قلعه هاى احداث شده توسط آنان در زمان استعمار منطقه تجارى پر رفت و آمد جنوب ايران، در وضعيت نامطلوبى نگهدارى مى شود؛ اما مجسمه امام قلى- ساخته ابوالحسن صديقى- در ميدان شهر قشم نصب شده است.

 

طالقان سه قدم تا نابودى

ميترا البرزى منش چند سالى است كه منطقه طالقان مورد توجه ويژه اى واقع شده است. از سويى احداث سد طالقان به سرعت پيش مى رود و از سوى ديگر هجوم خريداران زمين آهنگ سريع ترى به خود گرفته است به نحوى كه تغييرات قيمت ها باور نكردنى است و سناريوى كلاردشت و لواسانات را در ذهن ها زنده مى كند.طالقان منطقه اى كوهستانى است با هواى مطبوع، طبيعت سرسبز و زيبا و از همه مهم تر در فاصله دو ساعت از تهران قرار دارد. اين فاصله قرار است با احداث راه جديد به كمتر از يك ساعت و نيم كاهش يابد.اين منطقه به خاطر وسعت خود يعنى حدود ۱۷۰۰ كيلومتر مربع و جمعيت بومى كم از گذشته به عنوان يك منطقه ييلاقى مورد توجه قرار داشته است. اولين طرح هاى مربوط به احداث سد به سال هاى قبل از ۵۷ برمى گردد و اولين اسناد مربوط به ييلاقى بودن منطقه به سال هاى قبل از ۱۳۵۰ برمى گردد.واقعيت اين است كه طالقان هرگز به عنوان يك قطب كشاورزى مطرح نبوده است و هيچ محصول عمده اى كه بتواند در خارج از منطقه جايى داشته باشد در آن در حد قابل صدور برداشت نمى شده است. تغيير كاربرى ها و تبديل آن به يك منطقه ييلاقى حداقل از نظر كشاورزى ضربه اى به اقتصاد كشاورزى محل و يا كشور وارد نخواهد كرد.اما از سوى ديگر وضعيت موجود منطقه و آنچه بر سر مناطق ييلاقى مانند لواسان و كلاردشت آمد نگرانى هاى جدى را ايجاد مى كند كه از زواياى مختلف قابل بررسى است.طالقان اختصاصات فرهنگى، روانشناسى و جامعه شناسى خود را دارا است اما ما در طالقان با يك سيستم كامل اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و طبيعى مواجه هستم. يعنى يك جامعه كامل با تمامى ابعاد خود اما در مقياسى كوچك و محدود. حفظ اين مجموعه كامل، احياى كليه وجوه حيات آن اعم از انسانى، طبيعى و حيات وحش مى تواند به عنوان يك اقدام در جهت حفظ هويت و مليت ايرانى مورد توجه جدى قرار گيرد.به عبارت ديگر، جلوگيرى از تخريب وضع موجود در ابعاد گوناگون، كوشش براى احياى فرهنگ، گسترش طبق برنامه كشاورزى و دامدارى، بازسازى طبيعت تخريب شده و حيات وحش غنى آن، پيدا كردن راه هاى مناسب جهت كسب درآمد اهالى با در نظر گرفتن جاذبه هاى منطقه به ويژه اكوتوريسم، تدوين برنامه جامع شهر و روستا ها در جهت توسعه پايدار منطقه اصل اساسى برخورد با اين منطقه است.دوستداران فرهنگ و فرهيختگان طالقان نگرانند كه با هجوم خيل عظيم مهاجرين كه فرهنگ هاى گوناگونى دارند (و متاسفانه بسيارى از آنها از اين موهبت بهره چندانى هم نبرده اند) سيستم فرهنگى منطقه نه تنها احيا نشود بلكه تبديل به ملغمه اى بى هويت گردد. (همان خطرى كه منطقه مازندران و گيلان را تهديد مى كند).نگرانى عمده از گسترش بى رويه شهرك سازى و ويلا سازى، كمبود امكانات شهرى، معضل فاضلاب كه منجر به آلوده سازى آب پشت سد خواهد شد، كمبود قطعى آب كه منجر به برداشت از آب تامين كننده سد خواهد شد، آلودگى محيط زيست شهرى، تراكم جمعيت زياد در مناطق شهرى و روستايى و از دست رفتن آرامش منطقه و به يك عبارت نفى ييلاقى بودن منطقه.با توجه به اينكه به هر دليل هنوز ساخت و سازها شروع نشده است و هنوز مقامات محلى و استانى تحت فشار صدور جواز و گسترش محدوده مناطق مسكونى قرار نگرفته اند به نظر مى رسد لازم است تبيين طرح توسعه پايدار منطقه با هدف قرار دادن حفظ، احيا و گسترش محيط زيست، منابع طبيعى و فرهنگ بومى در اولويت قرار گيرد. اين طرح بايد حتماً با مشاركت اهالى منطقه و به خصوص تشكل هاى مردمى و تحصيلكردگان علاقه مند كه تعداد آنها در طالقان بسيار زياد است تدوين شود.جلوگيرى از گسترش محدوده شهرك  و روستا ها و همچنين جلوگيرى صدور مجوز شهرك ها قبل از ضابطه مند شدن آن نيز از ضروريات است.همچنين لازم است حداقل فضاى ويلاسازى براى جلوگيرى از ازدحام جمعيت و نابودى طبيعت تعيين شود.جلوگيرى از فعاليت هاى معدنى و صنعتى بزرگ در منطقه با توجه به اينكه معادن استراتژيك و منحصر به فرد در منطقه وجود نداشته و مواد استخراجى به راحتى مى تواند از ساير مناطق كشور استخراج شود.نكته ديگر اينكه لازم است بودجه هاى ويژه اى به ارگان هاى ذى ربط مانند منابع طبيعى، محيط زيست، فرماندارى و شهر دارى كه نوعاً با بودجه كم و نيروى انسانى اندك وظايف سنگينى را به عهده دارند اختصاص يابد. استقلال ادارى منطقه و ارتباط مستقيم آن با مركز استان و حمايت از طرح هاى اقتصادى و اشتغال زا در ارتباط با محيط زيست، منابع طبيعى، احياى هنر هاى دستى و كشاورزى منطقه، همچنين طرح هاى اكوتوريستى نيز از ضروريات است.اجراى طرح هاى فوق علاوه بر اثراتى كه در ابتدا مطرح شد، مى تواند منجر به ثروتمند تر شدن اهالى و كسب درآمد بيشتر براى ارگان هاى محلى و اشتغال زايى شود.مهم ترين اصل در تدوين برنامه توسعه پايدار منطقه حضور و مشاركت تشكل هاى مردمى (NGO) ها است.طالقان با توجه به ويژگى هاى مطرح شده مى تواند به عنوان يك طرح آزمايشى توسعه پايدار همراه با ثروت و رفاه اهالى در نظر گرفته شود. اين امر با همكارى تشكل هاى مردمى و نهاد هاى دولتى دست يافتنى و امكان پذير است.تجارب منفى موجود، آمادگى مردم و اهالى براى رشد و اعتلاى فرهنگى و سودمندى اقتصادى، اكوتوريسم، نمونه هاى موفق مناطق مشابه در كشور هاى متعدد و وجود نيرو هاى فعال و علاقه مند در منطقه باعث مى شود كه بتوانيم اميدوار باشيم طالقان به عنوان يك نمونه آزمايشى مثبت به سرنوشت كلاردشت، دماوند و لواسانات دچار نشود.طالقان سه قدم تا نابودىميترا البرزى منش چند سالى است كه منطقه طالقان مورد توجه ويژه اى واقع شده است. از سويى احداث سد طالقان به سرعت پيش مى رود و از سوى ديگر هجوم خريداران زمين آهنگ سريع ترى به خود گرفته است به نحوى كه تغييرات قيمت ها باور نكردنى است و سناريوى كلاردشت و لواسانات را در ذهن ها زنده مى كند.طالقان منطقه اى كوهستانى است با هواى مطبوع، طبيعت سرسبز و زيبا و از همه مهم تر در فاصله دو ساعت از تهران قرار دارد. اين فاصله قرار است با احداث راه جديد به كمتر از يك ساعت و نيم كاهش يابد.اين منطقه به خاطر وسعت خود يعنى حدود ۱۷۰۰ كيلومتر مربع و جمعيت بومى كم از گذشته به عنوان يك منطقه ييلاقى مورد توجه قرار داشته است. اولين طرح هاى مربوط به احداث سد به سال هاى قبل از ۵۷ برمى گردد و اولين اسناد مربوط به ييلاقى بودن منطقه به سال هاى قبل از ۱۳۵۰ برمى گردد.واقعيت اين است كه طالقان هرگز به عنوان يك قطب كشاورزى مطرح نبوده است و هيچ محصول عمده اى كه بتواند در خارج از منطقه جايى داشته باشد در آن در حد قابل صدور برداشت نمى شده است. تغيير كاربرى ها و تبديل آن به يك منطقه ييلاقى حداقل از نظر كشاورزى ضربه اى به اقتصاد كشاورزى محل و يا كشور وارد نخواهد كرد.اما از سوى ديگر وضعيت موجود منطقه و آنچه بر سر مناطق ييلاقى مانند لواسان و كلاردشت آمد نگرانى هاى جدى را ايجاد مى كند كه از زواياى مختلف قابل بررسى است.طالقان اختصاصات فرهنگى، روانشناسى و جامعه شناسى خود را دارا است اما ما در طالقان با يك سيستم كامل اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و طبيعى مواجه هستم. يعنى يك جامعه كامل با تمامى ابعاد خود اما در مقياسى كوچك و محدود. حفظ اين مجموعه كامل، احياى كليه وجوه حيات آن اعم از انسانى، طبيعى و حيات وحش مى تواند به عنوان يك اقدام در جهت حفظ هويت و مليت ايرانى مورد توجه جدى قرار گيرد.به عبارت ديگر، جلوگيرى از تخريب وضع موجود در ابعاد گوناگون، كوشش براى احياى فرهنگ، گسترش طبق برنامه كشاورزى و دامدارى، بازسازى طبيعت تخريب شده و حيات وحش غنى آن، پيدا كردن راه هاى مناسب جهت كسب درآمد اهالى با در نظر گرفتن جاذبه هاى منطقه به ويژه اكوتوريسم، تدوين برنامه جامع شهر و روستا ها در جهت توسعه پايدار منطقه اصل اساسى برخورد با اين منطقه است.دوستداران فرهنگ و فرهيختگان طالقان نگرانند كه با هجوم خيل عظيم مهاجرين كه فرهنگ هاى گوناگونى دارند (و متاسفانه بسيارى از آنها از اين موهبت بهره چندانى هم نبرده اند) سيستم فرهنگى منطقه نه تنها احيا نشود بلكه تبديل به ملغمه اى بى هويت گردد. (همان خطرى كه منطقه مازندران و گيلان را تهديد مى كند).نگرانى عمده از گسترش بى رويه شهرك سازى و ويلا سازى، كمبود امكانات شهرى، معضل فاضلاب كه منجر به آلوده سازى آب پشت سد خواهد شد، كمبود قطعى آب كه منجر به برداشت از آب تامين كننده سد خواهد شد، آلودگى محيط زيست شهرى، تراكم جمعيت زياد در مناطق شهرى و روستايى و از دست رفتن آرامش منطقه و به يك عبارت نفى ييلاقى بودن منطقه.با توجه به اينكه به هر دليل هنوز ساخت و سازها شروع نشده است و هنوز مقامات محلى و استانى تحت فشار صدور جواز و گسترش محدوده مناطق مسكونى قرار نگرفته اند به نظر مى رسد لازم است تبيين طرح توسعه پايدار منطقه با هدف قرار دادن حفظ، احيا و گسترش محيط زيست، منابع طبيعى و فرهنگ بومى در اولويت قرار گيرد. اين طرح بايد حتماً با مشاركت اهالى منطقه و به خصوص تشكل هاى مردمى و تحصيلكردگان علاقه مند كه تعداد آنها در طالقان بسيار زياد است تدوين شود.جلوگيرى از گسترش محدوده شهرك  و روستا ها و همچنين جلوگيرى صدور مجوز شهرك ها قبل از ضابطه مند شدن آن نيز از ضروريات است.همچنين لازم است حداقل فضاى ويلاسازى براى جلوگيرى از ازدحام جمعيت و نابودى طبيعت تعيين شود.جلوگيرى از فعاليت هاى معدنى و صنعتى بزرگ در منطقه با توجه به اينكه معادن استراتژيك و منحصر به فرد در منطقه وجود نداشته و مواد استخراجى به راحتى مى تواند از ساير مناطق كشور استخراج شود.نكته ديگر اينكه لازم است بودجه هاى ويژه اى به ارگان هاى ذى ربط مانند منابع طبيعى، محيط زيست، فرماندارى و شهر دارى كه نوعاً با بودجه كم و نيروى انسانى اندك وظايف سنگينى را به عهده دارند اختصاص يابد. استقلال ادارى منطقه و ارتباط مستقيم آن با مركز استان و حمايت از طرح هاى اقتصادى و اشتغال زا در ارتباط با محيط زيست، منابع طبيعى، احياى هنر هاى دستى و كشاورزى منطقه، همچنين طرح هاى اكوتوريستى نيز از ضروريات است.اجراى طرح هاى فوق علاوه بر اثراتى كه در ابتدا مطرح شد، مى تواند منجر به ثروتمند تر شدن اهالى و كسب درآمد بيشتر براى ارگان هاى محلى و اشتغال زايى شود.مهم ترين اصل در تدوين برنامه توسعه پايدار منطقه حضور و مشاركت تشكل هاى مردمى (NGO) ها است.طالقان با توجه به ويژگى هاى مطرح شده مى تواند به عنوان يك طرح آزمايشى توسعه پايدار همراه با ثروت و رفاه اهالى در نظر گرفته شود. اين امر با همكارى تشكل هاى مردمى و نهاد هاى دولتى دست يافتنى و امكان پذير است.تجارب منفى موجود، آمادگى مردم و اهالى براى رشد و اعتلاى فرهنگى و سودمندى اقتصادى، اكوتوريسم، نمونه هاى موفق مناطق مشابه در كشور هاى متعدد و وجود نيرو هاى فعال و علاقه مند در منطقه باعث مى شود كه بتوانيم اميدوار باشيم طالقان به عنوان يك نمونه آزمايشى مثبت به سرنوشت كلاردشت، دماوند و لواسانات دچار نشود.